respire

?Do flowers bloom again

?Do stars shine again

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • sara du
  • جمعه ۱ بهمن ۰۰

Lovely

خب سلام سلام!

با یک پست کیوت اومدم خدمت تون^^این عکسا رو تو پینترست دیدم و خب بنظرم خیلی دوست داشتنی بودن گفتم اینجا هم بگذارم:">

ولی واقعا  خیلی دوست داشتنین>~<

آییی0^0قیافه شوو

آخه این پیشول های کیوت رو ببینین"^"

اینننن یکی رو(*^*)چه گردن دراز کردههه

یکی از یکی کیوت تر^~^

و یک کیوتچه دیگه+^+

اینم خرگوش کوچولومون*-*

خب دیگه بنظرم به اندازه کافی قند تو دلتون آب شد،پس آنیووووو!

  • sara du
  • شنبه ۶ فروردين ۰۱

چالشی از وب میتسوری که پاک کرده و نمیدونم اسمش چیه!

1-راست دستین یا چپ دست؟

راست دست

2-نقاشیتون در چه حده؟

متوسط،در حال پیشرفت

3-اسمتون رو دوست دارین؟

آره

4-شیرینی یا فست فود؟

میشه بگم هیچکدوم؟"^"ولی فست فود(پیتزا)

5-دوست دارین که قد همسر ایندتون تقریبا چند سانت باشه؟(سانت بگینااا)

بنظرم زوده که از الان بخوام به همچین چیزی فکر کنم و به علاوه کی بر حسب این چیزا عاشق میشه و ازدواج میکنه؟؟من که نمیکنم! ولی اگه میپرسید قد تایپ ایده آل تون چقدره؟ این سوال خوبی میشد برای جواب دادن...دارم به چیزی درحدود ۱۹۰ فکر میکنم😂خب شاید زیادی زیاد باشه این"^"ولی قطعا بالای ۱۸۰شاید ۱۸۷ مثلا؟
+قد ایده آلم برای خودم ۱۷۰ تا ۱۷۲بوده و خب قد من ۱۷۰عه،به یکی از ایده آل هام رسیدم(چیززز)
6-عمو یا دایی؟

هیچکدوم

7-خاله یا عمه؟

هیچکدوم
+فامیل جماعت رو بیخیال شید کلاxd
8-عدد مورد علاقتون؟

عدد خاصی نیس

9-اولین وبی که زدین رو ، حذف کردین؟

اولین وبم همینه

10-با کی بیشتر از همه صمیمی این تو بیان؟

هیون ری*^*

11-بابا و مامانتون تو بیان کیه؟

از این اداها خوشم نمیادxd

12-رو جنس مخالف کراشی؟

تا دلت بخواد...البته اگه به قول میتسوری ادم های معروف رو فاکتور بگیریم، شاید...اگه از ظاهر خوش اومدن کراش به حساب بیاد...جدا حسابه؟...اومم،فکر نمیکنم

13-مترو یا قطار؟

اگه مناظر خوبی سر راه باشه قطار با هندزفری و کتاب*^*(البته اگه سرگیجه نگیرم تو راه و بتونم کتابه رو بخونمxd)

14-بنظرت شادی یعنی چی؟

شادی یعنی پروانه ای که از لابه لای دستات فرار میکنه ولی اگه نخوای بگیریش خودش میاد و آروم رو شونه ات میشینه
-شاید...شایدم شادی یعنی یک فنجون قهوه گرم!
15-سه تا صفاتت؟

مبتلا به پرخوابی،گشادی و....پرخوری(xd)نه شوخی کردم فقط چیز دیگه ای پیدا نکردم که بادوتای اولی هم قافیه باشه وگرنه پرخور نیستم...سومی، اومم...?!maybe a fool
16-اگه می‌تونستی هویتت رو عوض کنی ، دوست داشتی جای کی باشی؟

هیچکس،دلم نمیخواد جای کسی باشم حتی اگه از شدت پوچی بمیرم و یا دچار گمشدگی بشم درست چیزی شبیه به الانم بازم هیچکس،ترجیح میدم به جای خودم زندگی کنم و به جای خودم بمیرم،حتی اگه شده از پوچی بمیرم از پوچی خودم میمیرم

17-الان از چی ناراحتی یا چی اذیتت میکنه؟

رشته ام...+شروع شدن ترم جدید

18-به چی اعتیاد داری؟

اعتیاد نامعلوم...

19-اگه میتونی یه جمله بنویسی که کل دنیا بشنوه ، چی میگفتی؟

حوصله نصیحت کردن دنیا رو ندارم:"/

20-پنج چیز که خوشحالت می‌کنه؟

I don't know¿¡
نه آنچه که مسلمه اینکه شنیدن صدای دوستانم،صحبت باهاشون و دیدار و ملاقت شون من رو بی نهایت خوشحال میکنه و سرحال میاره...به گمونم آدم خوش شانسیم که هم دوستانی دارم که صداشون رو زود زود بشنوم و هم دوستانی که از ملاقات رودر رو شون لذت ببرم:")
در وهله بعدی یک خواب خوب و راحت(خواب زیاد با خواب راحت فرق داره عزیزان*-*)
دیگه...خریدن پیراهن های اینجوری:

میشه از من سه تا قبول کنید؟؟
اوکی انجام دادن و تموم کردن کارهای عقب افتاده
اومم نقاشی و رشد خوب گیاه هام
عه شیش تا شد که*-*
خب عیب نداره شیش تا از من بپذیرید

21-اگه می‌تونستی به عقب برگردی چه نصیحتی به خودت میکردی؟

کمتر سریال ببین و بیشتر کتاب بخون

22-چه عادتا/رفتار هایی دارین که باعث ازار بقیس؟

بقیه دقیقا کی؟
ولی خب مامانم از این که از اتاقم بیرون نمیرم و وارد بحث های خاله زنکی شون نمیشم ازم شاکیه:"/😂🤦‍♀️

برادرکوچیکمم از این شاکیه که همیشه تو نتم،به والاه که من دو هفته اس سرم تو رمان هام بود حالا البته گه گاهی هم چت و یوتیوب هم بود💔😂

شاید پرچانگی و گاهی چرت و پرت گویی در جمع دوستام؟!
جدا فکر نمیکنم به طور جدی باعث آزار کسی شده باشم با یک رفتار ثابت، چیزی که واقعا بشه گفت آزار!

23-صبحا اگه مامان/بابا بیدارت کنه ، چجوری این کارو میکنه؟

سرمو میخوره

24-کراشتون تو مدرسه؟

نداشتم

25-تاحالا شده به یکی اشتباهی پیام بدین و دردسر ساز بشه؟

نه

26-یه جمله تاثیر گذار برا مخ زنی؟

چنین چیزی به یاد نمیارم در لغت نامه ام 😂اصلا اگه وجود داشته باشه

27-چه فرقی بین شما تو فضای مجازی با اونی که تو واقعیت هستین وجود داره؟

فرق چندانی نداره

28-یه دروغی که اینجا به ما گفتین؟

لزومی نداره اینجا چیزی بگم که حالا بخواد راست یا دروغ باشه

29-تو بیان چندتا اکانت دارین؟

یکی...عاا یک جاهم ادمینم ناسلامتی*عرق شرم بر جبین از حجم فعالیت*

30-اولین دوستتون تو بیان؟

سوفیا*^*

31-چندبار تو وبتون چس ناله گذاشتین؟

نمیدونم"-"

با آرزوی مهربونی‌ها.میتسوری=) miiitsu.blog.ir

 

+خب لذت بردیم 30 روزه نبود، تو پیش نویس هامم بود دیگه گذاشتمش^~^با تشکر از میتسوری

  • sara du
  • سه شنبه ۳ اسفند ۰۰

نیلوفرهای آبی🍀

Hi حالتون چطوره خوبین؟امروز با آثار هنرمند محبوبم اومدم ^^(بله پستی که مدت هاست دارم راجبش حرف میزنم و حتی قالب وب رو به خاطرش عوض کرم،چون توی قالب قبلی عرض ستون کم بود؛در هر حال امیدوارم تو ذوق تون نزنه و دوسش داشته باشید و اینکه،بله بالاخره آماده انتشاره!)

*قبل از اینکه خوندن یا بهتر بگم دیدن پست رو شروع کنید چندتا آهنگ میگذارم که ممکنه بخواین همزمان با خوندن پست و یا بعدش پلی کنین:

کلیک +^+ کلیک +^+ کلیک +^+ کلیک آخر(نمیدونم کی به آخرای پست میرسین اما هروقت رسیدین این آخری رو گوش بدین،چون خودم داشتم همینو گوش میکردم پیشاپیش سپاس از توجه تون)

بعد مدت ها بالاخره برای اولین بار نقاشی هایی دیدم که حس فوق العاده شگفتی در من به وجود آوردن و یک ارتباط نزدیکی باهاشون حس کردم و دلم خواست با شما هم به اشتراک بذارمش این هنرمند که با نقاشی هاش قلبمو برده کسی نیست جز آقای کلود مونه!تصویر اولی هم که میبینید یکی از نقاشی های فوق موردعلاقه مه  آخه رنگ فوق العاده قشنگ دریا و آسمون رو ببینید یا شیوه ی قلم زنیش رو...واقعا قلبم رو ذوب میکنه

خب بریم که این سبک رو بیشتر بشناسیم ونقاشی های بیشتری از مونه ببینیم که خودم خیلی به خاطرش ذوق زده ام*^*

Impression Sunrise

اسکار کلود مونه به همراه کامی پیسارو از بنیان گذارن سبک امپرسیونیسم هستن اما اصلا امپرسیونیسم چی هست؟واژه ی امپرسیونیسم(یا دریافتگری)از عبارت «Impression Sunrise »ا سم این نقاشی معروف مونه گرفته شده که این بالا میبینین و معنیش میشه دریافتی از طلوع خورشید و به سبک خاصی از قلم زنی اطلاق میشه که از ضربات کوتاه و شکسته در اون استفاده شده و رنگ ها حالت زنده ای دارن و حس خاصی رو القا میکنن و درواقع استفاده از رنگ ها بدون مخلوط کردن  شونه که تو این سبک خیلی به چشم میاد و یه جورایی میشه گفت وجه تمایزش با سبک های دیگه اس و هسته ی مرکزی امپرسیونیسم انعکاس نور و قلم زنیه خاصشه که من خودم به شخصه عاشقشم

San Giorgio Maggiore at Dusk

 مثلا تو همین نقاشی «غروب سن جورجیو مجیوره»...کافیه دقت کنین تا متوجه بشین که از هر رنگی در کجا استفاده شده و یه حالت جدا از هم دارن،رنگ ها به خوبی باهم ترکیب نشدن و به خورد هم نرفتن بلکه هر رنگی بر روی رنگ دیگری اومده

پاییز در ارژانتوی

نقاشی های امپرسیونیسم اکثرا از طبیعت و محیط اطرف الهام گرفته شدن و ما شاهد یک منظره ایم اونم نه هر منظره ای بلکه منظره ای که تو واقعیت هم وجود داره و من باز عاشق این ویژگیم،تو این سبک به جای نمایش یک احساس خاص، نقاش ادراک و احساس لحظه ای خودش رو از دیدن یک مکان سوژه قرار میده و من فکر میکنم به همین دلیله که با دیدن این نقاشی ها آدم احساس برانگیختگی میکنه درست مثل نقاش که در اون لحظه این حس رو داشته

The Artist’s Garden at Giverny

امپرسیونیسم یکی از مهمترین جنبش های هنری مدرن هست که از قرن نوزدهم شروع شده و خاستگاه اون فرانسه بوده وبعدا جهانگیر شده،این تابلوی نقاشی زیبا هم که میبینین «باغ هنرمند در ژیورنی»همونطور که از اسمش پیداست باغ خود آقای مونه توی فرانسه بوده که از روش نقاشی کشیدن نه اینکه اون رو متصور بشن بلکه واقعا وجود داره.

 The Woman with a Parasol

دارادارام و یکی از نقاشی های محبوبم《بانو با یک چتر آفتابی》که بهش" قدم زدن" هم میگن گاهی...جالبه که بدونید سوژه این نقاشی همسر آقای مونه،کامیل مونه و فرزندشون هست جالبه نه؟برای من که هست...ببینید با چه ظرافتی نقاش وزش باد رو در چین های دامن مادام مونه به نمایش گذاشته...به خوبی یه عصر دل انگیز رو تو این اثر میبینیم وحتی اون حس رو ازش دریافت میکنیم...به آدم حس بهاری با یک نسیم ملایم رو میده

Gardeners House at Antibes

The Magpie

خیلی قشنگن مگه نه؟...یک چیز دیگه هم که هست توجه به شرایط جوی، آب و هوا و انعکاس نور تو این سبکه...تصاویر رو توی ابعاد واقعیشون ببینید خیلی قشنگن و جزئیات شون مشخص تره...بهار رو به لطیف ترین شکل ممکن نشون دادن و زمستونش یه حال وفضای دیگه داره...در کل همه چیز به شما بستگی داره که چه حسی رو به طور آنی ازش بگیرین و برخلاف رئالیسم که یک درونمایه و یا حس ثابتی رو با گذر زمان منتقل میکنه(البته من رئالیسم رو هم دوست دارم)ولی مثل اون که مثلا میاد یه واقعه ی تاریخی مثل جنگ رو به نمایش میزاره نیست و همه چیز آنیه و میخواد لحظه رو دریابه درحالی که 100 سال هم بگذره جنگ باز هم سیرت زشتی داره و این درونمایه تغییر نمیکنه

 

اثری از پیر آگوست رنوآر

اثری از کارلوس دوران 

  portraits of  Claude Monet  

چندین نکته که قابل ذکره:

«کارلوس دوران(carolus duran) نقاشی هست که به پرتره های باکیفیتش از طبقه مرفه جامعه شهرت داره و اهل فرانسه هم بوده،حقیقتا هم که پرتره هاشون زبردستانه و بسیار طبیعیه

 رنوآر نیز از هنرمندان فرانسوی بود که ابتدا به کشیدن پرتره مشغول بود و سپس به مکتب امپرسیونیسم پیوست و اغلب درکنار کلودمونه کار میکرد،پرتره ی سوم نیز اثر رنوآر هست توجه کنید که پرتره ی اول تابلوی کامل نیست و فقط بخشی ازشه»

و اما میرم سراغ ویژگی منحصر به فرد خود مونه که مجموعه بودن آثارشه اما منظورم چیه؟یعنی ایشون یه سوژه ای رو انتخاب میکردن و بعد اون رو بارها در آب و هوای مختلف مثل ابری،آفتابی یا توی تایم های مختلفی از روز مثل طلوع و غروب ویاحتی توی فصل های مختلف سال به تصور میکشیدن...چندتا از مجموعه هاش رو اینجا میتونین ببینین

the houses of parliament

Rouen Cathedral

wheatstacks

با کلیک روی این لینک میتونین وارد سایتی بشین که مجموعه ی کومه ی علف خشک رو قرار داده و با کلیک روی هر تصویر میتونین اونا رو توی ابعاد بزرگ ببینین که قشنگ ترن و حتی میتونین روش زوم کنین تا شیوه ی قلم زنیش رو هم ببینین...من که پیشنهاد میدم حنما این کارو بکنین:")

درختان صنوبر

این درخت ها بر سر راه رفت و آمد مونه بودن و مونه رشد اون هارو در طی سال میتونسته ببینه!

نکته ی جالب دیگری که وجود داره اینکه این سبک در ابتدا محبوب نبوده و حتی از واژه امپرسیونیسم برای تحقیر و تمسخر نقاشی های این سبک استفاده میشده و به هنرمندان امپرسیونیست اجازه ی ارائه ی تابلوهاشون رو در نمایشگاه ها نمیدادن تا اینکه خودشون جمع میشن،نمایشگاه برگزار میکنن و آثارشون رو به نمایش میگذارن و بعد کم کم فراگیر میشه،به همین دلیل نقاشان این سبک از جمله مونه در آغاز در فقر به سر میبردن

La Gare Saint Lazare

و در نهایت محبوب ترین مجموعه ی من در میان مجموعه های مونه که معروف ترین و بزرگ ترین شونم هست،مجموعه ی «نیلوفر های آبی» با 250 تابلوی نقاشی

Water Lilies

خب کمی راجب این مجموعه توضیح بدم،مونه باغی داشته که بالاتر هم نقاشی «باغ هنرمند در ارژانتوی» رو ازش گذاشتم،در واقع این باغ سوژه ی بسیاری از نقاشی های مونه بوده و وقت عمده اش رو صرف باغبانی و رسیدگی به باغش و بعد الهام گرفتن از اون و خلق آثارش میکرده

این باغ (که زمانی برکه ی اون الهام بخش مونه بوده) و خونه اش درحال حاضر تبدیل به موزه شدن

مونه تا آخر عمرش مشغول کشیدن تابلوهای نیلوفرآبی بود ولی در اثر پیری دچار آب مروارید میشه که باعث ناتوانیش در تشخیص رنگ ها میشده و به همین دلیل نقاشی هاش پر از رنگ های قرمز میشن، در آخر مونه پس از عمل جراحی و به دست آوردن مجدد بیناییش اقدام به نابودی نقاشی های اون دوران میکنه و دوباره به رنگ های آبی و سبز پناه میبره(البته چند تایی از نقاشی هاش توسط نزدیکانش از نابودی نجات پیدا کردن و میتونین تو نت ببینین شون بقیه رو یا روتوش کردن یا دوباره کشیدن)

اینجا هم موزه ی اورانژری در پاریس هست که پس از جنگ جهانی اول مونه به نشان صلح و تداعی حس آرامش به بازماندگان جنگ به پیشنهاد موزه مجموعه ای از تابلوهای نیلوفرآبی رو به موزه اهدا کرد که البته خاص این موزه کشیده شدن و حتی طراحی خود این بخش موزه هم خاص تابلوها بوده و به شکل بیضی هست همونطور که میبینید،من که خیلی دوست دارم از نزدیک هم ببینمش چون حتی الانشم کلی آرامش میده به آدم*^*

و اما سخنان پایانی:

1.اول از همه آنچه در این پست گردآوری شده حاصل علاقه ی شخصی خودم به این آثار بوده و رشته من به هنر مرتبط نمیشه ولی مانع علاقه ام به هنر هم نمیشه، پس درنظر داشته باشید که من متخصص نیستم و تنها درک خودم رو از مطالبی که درسایت های مختلف خوندم بازگو کردم، در نتیجه امکان داره چیزی رو به اشتباه گفته باشم و امیدوارم از من خرده نگیرید ولی اگر چیزی به غلط گفتم بگید تا اصلاحش کنم:")

2.نکته ی بعدی اینکه خیلی از هنرمندان و نقاشان در دوره های مختلف از زندگی شون به سبک های مختلفی دست به خلق اثر زدن،پس اگر اثری رئالیستی از مونه دیدید تعجب نکنید!چون گه گاه به این سبک هم نقاشی دارن به خصوص در اوایل کارشون

3.یک نکته ی مهمه دیگه اینکه تمام نقاشی هایی که در این پست ازشون استفاده شده(به جز پرتره ها) متعلق به کلود مونه هست که طبیعیه چون نقاش موردعلاقه من هست و در ابتدا تنها قرار بود اثار مونه رو نشون تون بودم چون سرش ذوق داشتم اما بعد دیگه گفتم از فرصت پیش اومده استفاده کنم و راجب امپرسیونیسم هم بگم

4.از اونجا که  در پست به سبک رئالیسم هم گوشه چشمی داشتم باید یادآورشم که اطلاعات من از این سبک گسترده نیست وهنوز اول کارم،حقیقت اینکه میخواستم بعد این راجب رئالیسم هم مطالعه کنم و پست بگذارم ولی دستم رو داغ کردم چون سر این پست دیدم چقدر زمان بره و این کار کار من نیس؛جا داره از همینجا از دوست نازنینم که که خستگی ناپذیر ادامه میده تقدیر و تشکر کنم و بهش خسته نباشید بگم«خسته نباشی سوفیا» و میدونم که نظرمو راجب دوتا از پست هات نگفتم ولی خوندم شون*^*

5.یکم زیادی طول کشید چون بینش وقفه افتاد و بعد هی پشت گوش

و اما هدفم از انتشار این پست:حقیقتا خوشحال میشم اگر کسی این پست رو ببینه که مثل تا چندی پیش من فکر میکنه نمیتونه هنر رو درک و باهاش ارتباط برقرار کنه،حقیقت اینه که ما همه در ذات هنرجو و هنردوستیم وتنها کافی ست شروع به پوییدن کنیم ،مطمئنم که اونوقت شما هم هنرمند وهنر موردعلاقه تون رو پیدا ومثل من شگفت زده خواهید شد و هیچ نیازی هم نیست که حتما همه ی سبک هارو دوست داشته باشین و باهمه حال کنین چه بسا که من خودم با بقیه امپرسیونیست ها انقدره حال نمیکنم،چه بسا هنرمندانی که آثار ارزنده دارن ولی من نمیفهمم شون و دوست شون ندارم !اما در عوض شیفته ی حس سادگی و یکپارچگی هستم که از آثار مونه میگیرم،یکپارچگی که در یک قاب علی رغم گسستگی رنگها از هم،بهم منتقل میکنه و من عشقشم؛و حتییی نیاز نیست امپرسیونیست و مونه رو دوست بدارین(هرچند که در قلبم امیدوارم که اینطور بشه)اما همین که براتون جرقه ای باشه و در دل تون جرقه ای رو روشن کنه برای من مایه ی شادمانیه و دوباره موعظه نکنم چون جلوتر از همه ی این حرفا این کار و هرکار دیگه ای در وبم کردم هر مطلبی که گذاشتم و هر متنی که نوشتم جلوتر از همه خواستم این چیزهارو برای خودم به یادگار بگذارم مثل یک کلکسیون که کلکسیونرش منم!

امیدوارم از پست لذت ببرید،با آرزوی سفر به اعماق طبیعت:">

  • sara du
  • سه شنبه ۲۶ بهمن ۰۰

چالش ۳۰ روز با آیدلم*-*


Hello

خب بنده بالاخره بعد مدت ها دنبال چالش گشتن و تنبلی برای شرکت در چالش های ۳۰ روزه و تقریبا بعد یک ماه مد نظر داشتن این چالش دارم استارتش رو میزنم...ایشالا که سر ۳۰ روز تمومش کنم*-*

خیلی چالش خوشملیه ولی گزینه های روی میز زیاده و انتخاب سخت،خیلییییی سخت...بعد از مردد موندن بین نامی،چانی،یونگی و پری دریایی مون،چنانچه که از تصویر پیداست من پری مون لی فیلیکس رو انتخاب کردم*دست و جیغ و هورااا*

من چالش رو تو وب جیووشی دیدم اینجام منبع شه،خب بریم که داشته باشیم^^

 

#روز اول:آیدلم با عینک

 

 

#روز دوم:عکس خنده آیدلم

آخه خندشوو...بیبی کیوت

 

#روز سوم:آیدلم فلیکسی در حال نوشیدن آب

آبم نشدیم:/...

منی که هر بار سر انتخاب یک عکس میمیرم و زنده میشم*^*

 

#روز چهارم:آیدل مون با لباس مشکی

وووشش خدااا چشم نخوره عسلکم*^*

*باور بفرمایید دیروز میخواستم بگذارم حتی به گالریمم مراجعه کردم ولی از انتخاب عکس عاجز موندم"-"بله درست حدس زدید من توی انتخاب عکس وسواااااس دارم~~~*

#روزپنجم:عکس قبل از دبیو

آخ خدا نگااششش کنین*^*هققق... اهم اهم میدونم احتمالا منظورش از قبل دبیو این نیس ولی خب اینم قبل دبیو عه دیگه♧~♧ نگاه کنین فینگلیاشوو چه همه بانمکهه

حالا که تا اینجا اومدین بیاین تیله هاشو هم ببینین که درخشش قلبمو برده:'>

#چگونه محدودیت های چالش را دور بزنیم و به روی خودمون هم نیاریم...نام نام•~•

لبخند شاینی دوران طفولیتش هم بود ولی دیگه خیلی دور نزنیم به چشمای تیله ای و لبخند شاینی#روز دومش اکتفا کنینYY

وویی میخوام لپ هاشو بکشم حالا نمیگم بوس از بالا ندا دادن نمیشه😂*my heart*

 

#روز ششم:آیدلم با دوستش

اوکی هم گروهی شم دوستش محسوب میشه دیگه"-" ولی خدایی این عکس یه جوریه انگار داره باهام حرف میزنه و میگه گنگ مون بالاس یونو؟

 

#روز هفتم:فلیکسی تو لباس آبی*^*

 

#روز هشتم:سلفی

من واسه این مدل مو و مژه های یخیش حاضرم جون بدم...اوه گاااد

 

#روز نهم:آیدلت در کیوت ترین شکل ممکن^-^

فداش بشم من...الهی *^*

نبامبیونقیکمعقدکمپ

 

#روز دهم: فلیکس با کلاه

انتخاب عکس های کیوت صرفا جهت اکلیل بالا آوردن تون(اصلا هم فکر نکنین جهت مقابله به مثله *~*)

 

#روز یازدهم:آیدلت تو رادیو شو

*حیح داشتم عقب میفتادم ها*

 

#روز دوازدهم:فلیکس و حیوون خونگیش

 

#روز سیزدهم:لبخند بسی کیوت وزیبای آیدل مون

آییی دلم میخواد دستمو برم بکنم تو چال گونه هاش^~^آخه نگاش کنین

 

#روز چهاردهم:فلیکس وحیوانات

رنگ موی فلیکسی با هاپو هه ست شده T^Tهاپو هه چه خوشگل طلایی طوره

 

#روز پانزدهم:مدل موی مورد علاقه آیدلت^^

همه ی مدل موهاش کراشه،موهای قرمزش،آبیش وای توسیش،مخصوصا مدل موی جدیدش همون موهای بلندش تو Thunderous که دیگه مرگهههه، مدل موی مشکیش... ولی آخرش بازم میرسم به این یکی، لعنتی خیلی دوستش دارم خیلی بهش میاد">

 

#روز شانزدهم:گیف مورد علاقه ام

اینم اون موهای آبیش که گفتم...صورت مثل ماهش رو سفید برفی شده *~*پری خودمه>~< دستبندش رووووو حتی دستبندش هم کراشه-^-

 

#روز هفدهم:in airplan

😎با هنرنمایی کریستوفر بنگ

 

#روز هجدهم:آیدلت با فن هاش

البته بیشتر شبیه آیدلت با دستای فن هاش شده*^*😂

باور کنین کلی گشتم ولی هیچ عکسی نبود که فنی بیشتر از این تو عکس بیفته"^"

کلییی عکس های کیوت ازش هست تو فن ساین ها آخ خداااا آخه چلا باید فقط یک عکس بتونم ازش بگذارم مننن نمیخواممم*~*

آره دیگه این خیلی کیوت بود دلم نیومد نگذارمش...خب بسه دیگه خیلی عکسای کیوتی ازش گذاشتم از این به بعد هات وسکشی میگذارمT^T XD 

 

#روز نوزدهم:آیدلت تو ماشین

داره میره که سوار بشه دیگه"^"

 
ببینید چی پیدا کردم*^*
 با تشکر از بیان که کیفیت ویدیو رو داغون کرد دوباره اینجا میگذارمش...آره برید درست و درمونش رو ببینید
 
#روز بیستم:آیدلت در حال خوندن کتاب
دلم میخواد از کارای هیون بکنم و یهو یکی یه دونه از عکسای نامجون در حال کتاب خوندن رو بندازم این وسط *^*...ولی پست من که مثل هیون از btsنیس...میخواستم لینکشو بهتون بدم ولی ندارمش سوو به همین بسازیدXD😂
 
#روز بیست ویکم:دنس دنس دنس
 

نابودی کیفیت تضمینی با بیان#-#
خواهشمندیم یک تکونی به خودتون بدین و کلیک کنین اینجا و بعد بزنین رو نمایش کیفیت اصلی و با خنده های لی فلیکس غش و ضعف کنید...آب قند بدم خدمت تون؟6^6

 

دریافت

اینو باید میگذاشتم...کولوشه رو*^*

#روز بیست و دوم:هات ترین عکس از آیدلت

قبول کنین این گیف به طرز لعنتی هاته

یعنی واقعا فکر کردین من این مدل موی هاتش رو یادم میره یا ازش میگذرم؟؟نوپ اشتباه کردین😎

چقدر حیفم میاد که در ابعاد بزرگ نمیبینین عکسارو*-*زاویه فک رو حال میکنین

#روز بیست و سوم:ادیت(های)موردعلاقه ام از فلیکسی

دریافت

سکشی کی بودی تو🔥

 

دریافت

اینم رویاییه،چشمای خودم قلبی شد♡♡

شما رو قسم به مقدسات که برین با کیفیت اصلی ببینین و به راه راست هدایت شین *-*

#روز بیست و چهارم:بدون میکاپ

وقتی همه جوره خوشگلی

 

#روز بیست وپنجم:در حال خوندن(+وکال)

من مرگ این صداشم

*^* "^" :^#*(٪٪¥$€$_$(٪€£)*راه دیگه ای برای ابراز احساساتم پیدا نکردم*

اینم وکالش

#روز بیست و ششم:درحال گریه کردن

الهی،بمیرم براشT^T...من سر این قسمت اشکم دراومد و باهاشون گریه کردم*قسمت ۸برنامه دبیوskz*اگه ندیدین برین ببینین(البته خودمم کامل ندیدمش"^")

#روز بیست وهفتم:مود ترین عکس از آیدلم*^*

!absolutely this one

یک ویدیوی خیلی مودم داشتم ازش ولی بیان کیفیت رو میاره حوصله ندارم"-"

#روز بیست و هشتم:...friendship or

من با گوشیش شیپش میکنم•^•(یک شیرین کاری کوچیک در جهت اینکه بگم شیپ نمیکنم کسی رو با کسی😂)ولی دستاشووووو هق مستستیتیاثتق

از شیرین کاری گذشته...خب اونجوری نه ولی فرندشیپ چرا که نه^-^آخه خداا چقدررر کیوتن

#روز بیست و نهم:در حال غذا خوردن

یامی یامی*^*

#روز سی ام:۴تا از عکسای موردعلاقه ام از فلیکسی

!Ponytail

تو این استایل خیلی دوسش دارم♡^♡

ببینید چی پیدا کردم😂

به به چه عکس با کیفیتی خودم حض بردم...گفتم یک دونه هم از فوتوشات های اخیرش بگذارم درخشش آدمو کور میکنه**

خب امیدوارم به راستی دریافته باشید که انتخاب 4تا عکس از یک شاهکار و درنهایت تموم کردن این چالش چقدر کار سختی بوده

و من نیز دریافتم که دیگه از این غلطا نمیکنم(هرچالشیم بیام شرکت کنم با این سرعت من تبدیل به فسیل میشه"-"وب منبع که پاک کرده بود وبش رو،جیوو هم پستش رو پاک کرده بود سو کلی به مغزم فشار آوردم که یادم بیاد این روزای آخر چی بودن )

اینم حسن ختام چالش•^•

همه تون دیدین فکر کنم ولی بدون این یه چیزی کم بود😂

یه سری حرف داشتم ولی اونقدر گذاشتن اینا طول کشید حرفام یادم رفت"-"

اومم چندتا پست نصفه نیمه دارم که دوست دارم تموم شون کنم کارای مونده و رها شده حس خوبی به آدم نمیدن...این مدت که تو فرجه بودم فقط کتاب خوندم...راستش دلم میخواست نقاشی هم بکشم ولی زمان رخصت نداد...دیگه دارم میرم رو اون یکی پسته کار کنم...حرفام تقریبا همینا بودش.-.

فعلا بیاید خسته نباشید بگید بهم😂

  • sara du
  • يكشنبه ۲۴ بهمن ۰۰

نیروانا

 

دیروز مشغول مطالعه درباره ی آیین بودا بودم و به این گفته و اعتقاد بودا برخوردم که:《انسان در درد و رنج است و این رنج از آن است که انسان آرزو دارد و راه رهایی از رنج ترک آرزوست.》
و از آنجا که آدمی به آرزوهایش زنده است راه رهایی از رنج ممکن نیست رنج را باید کشید و هرگاه که رنجی را التیام بخشیم باید دانست که رنجی دیگر در انتظارمان به کمین نشسته است رنجی چه بسا عمیق تر
و آدمی این گونه است که هرگاه رنجی را پشت سر میگذارد احساس قدرت میکند،گمان میبرد که دیگر رنجی نیست که توان از پا درآوردنش را دارا باشد اما گمانش اشتباه است...تفاوتی ندارد چقدر عمرتان را پای یک رنج سپری کرده باشید،انسان هنوز هم شکننده است...و رنج ها دوباره و دوباره به سراغ شما خواهند آمد.
من بودا نیستم اما حتی در شادترین لحظات زندگی ام ،در اندک لحظات خوشی ام در این زندگی کوتاه که با بطالت به درازا کشانیدمش،می دانستم که در آینده رنج خواهم کشید و این پایان کار نیست اما من نیز گمان های اشتباه برده ام...
من بودا نیستم اما در این عمر گران آموخته ام که راه رهایی از رنج نه ترک آرزو بلکه کنار آمدن با آن است و هرگاه رنجی تازه به سراغم می آید هنر کنار آمدنِ با آن را می آموزم چرا که می دانم من ساخته ای از رنج هایم هستم و ما همه انسان هایی هستیم با رویاهایی در قلبمان و همگی ساخته از رنج!

 

موسیقی از طرف دوست خوبم:")که برام فرستادش

پ.ن:دیروز نبود چند روز پیش بود ولی وقتی نوشتمش دیروزش به حساب میومد

 

  • sara du
  • دوشنبه ۲۷ دی ۰۰

𝑡𝑎𝑒𝘩𝑦𝑢𝑛𝑔 +🌟

 

گفتم یک سری به بیان بزنم اومدم دیدم همه دارن تولد ته رو تبریک میگن منم فرصت رو غنیمت شمردم تا این عکسایی که یک مدته میخوام اپلود کنم رو پست کنم،یک وایب کلاسیکی میدن...اوکی اما بیاین قبول کنیم این مدل ادیت رو برای تهیونگ ساختن*میون عکسا چیزی نگفتم خودتون ادیت ها رو دریابید*

و تولد قشنگ مون هم مبارک باشه^-^


ستاره ی پست روشن شده؟؟احساس میکنم دفعه قبلی نشده آخه فقط دو تا بازدید...اینهمه بی توجهی به ته بعیده 0.0

  • sara du
  • شنبه ۲۵ دی ۰۰

!

صبح بخیر!

  • sara du
  • يكشنبه ۱۲ دی ۰۰

نخستین نگاه

 

نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت،

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت،

نخستین کلامی که دل های مارا

به بوی خوشِ آشنایی سپرد و 

                                       به مهمانی عشق بُرد ،

پر از مهر بودی!

پر از نور بودم!

همه شوق بودی! 

همه شور بودم!

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم

نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم!

چه خوش لحظه هایی که «میخواهمت» را

به شرم و خموشی، نگفتیم و گفتیم !

 

 

دو آوای تنهای سرگشته بودیم 

رها  در گذرگاهِ هستی 

به سویِ هم از دور ها پر گشودیم.

 

چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم.

چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم.

چه خوش لحظه هایی که در پردهٔ عشق ،

چو یک نغمهٔ شاد،با هم شکفتیم!

 

 

چه شب ها ، چه شب ها که همراه حافظ

در آن کهکشان های رنگین،

در آن بی کران های سرشار از نرگس و نسترن

                                                         یاس و نسرین ،

ز بسیاریِ شوق و شادی نخفتیم!

 

 

تو با آن صفای خدایی

تو با آن دل و جانِ سرشار از روشنایی

ازین خاکیان دور بودی.

من آن مرغ شیدا

در آن باغِ بالنده در عطر و رؤیا،

بر آن شاخه های فرا رفته تا عالمِ بی خیالی ،

چه مغرور بودم ...

چه مغرور بودم ...!

 

 

من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم!

من و تو به سویِ افق های نا آشنا پر کشیدیم.

من و تو ،ندانسته دانسته،

                                  رفتیم و رفتیم و رفتیم ،

چنان شاد، خوش، گرم، پویا ،

که گفتی به سر منزلِ آرزو ها رسیدیم !

دریغا‌! دریغا! ندیدیم

که دستی درین آسمان ها،

چه بر لوحِ پیشانیِ ما نوشته ست !

دریغا، در آن قصّه ها و غزل ها نخواندیم،

که آب و گِلِ عشق با غم سرشته ست!

فریب و فسونِ جهان را

تو کر بودی ای دوست ،

                             من کور بودم ...!

 

 

از آن روز ها ـــ‌ آه! ـــ عمری گذشته ست

من و تو دگر گونه گشتیم ،

                                  دنیا دگر گونه گشته ست!

درین روزگارانِ بی روشنایی ،

درین تیره شب های غمگین که دیگر

ندانی کجایم ،

                 ندانم کجایی،

چو با یادِ آن روز ها می نشینم

چو یادِ تو را پیشِ رو می نشانم

دلِ جاودان عاشقم را

                           به دنبالِ آن لحظه ها می کشانم

سرشکی به همراهِ این بیت ها، می فشانم:

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت،

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت،

نخستین کلامی که دل های مارا 

به بوی خوشِ آشنایی سپرد و

                                      به مهمانیِ عشق بُرد ...

پُر از مهر بودی!

پر از نور بودم! ...

 

 

                                                                                                                                     فریدون مشیری          

                                                                                                                                                       

  

+این شعر خیلی قشنگ بود دلم نیومد نگذارمش

+کلیک

این آهنگ هم همین طور خیلی ارامش بخشه و با شعر جوره

+کلیک

اینم آهنگی که این روزا زیاد گوشش میدم،the rose واقعا آهنگ های قشنگی داره عاشق گروه شون شدم

+امیدوام حال همگی تون خوب باشه

+برای کسایی که اهنگ رو نشون نمیده میتونن از لینک استفاده کنن

  • sara du
  • يكشنبه ۵ دی ۰۰

روزی که آسمان میخندد

همه ی این فانوس های آسمان رو با آرزوی اینکه، آرزو های قشنگت به گوش آسمون برسن به سمتش میفرستم ،تک تک شون رو با آرزوهات پرکن و روزی که براورده شدن امروز رو به یاد بیار و در اون روز برای من شادمانی بزرگتر از غنچه ی لبانت که به خنده شکفته شدند نخواهد بود.

 

"تولدت مبارک گوهر شب های بی چراغ ما"

  • sara du
  • شنبه ۴ دی ۰۰

نوای موسیقی وجودت "HBD Our Miracle"

به بند آوردن کلمات برای وصف تو
کاری است بس دشوار
چون تو نه آنی که در کلمات بگنجی
و نه آنی که کلمات سزاوار وصف چون تویی باشند
اما چه کنم که چیزی جز این واژگان حقیر در بر ندارم
و ناگزیر به آنها توسل خواهم جست
اگر می توانستم تمام گل های این جهان را میچیدم
تا تو خود را در روزی چنین خجسته با آنان بیارایی
اما چه فایده!
ظرافت غنچه ی لبان تو کجا
و شکوفه ی گل های بهاری کجا
اگر میتوانستم تمام ستارگان را به پایت میریختم
تا راهی را که تو در آن گام برمیداری درخشان کنند
اما چه فایده!
که تو خود گوهر شب های بی چراغ مایی
اگر میتوانستم پرندگان را برایت به پرواز در می آوردم
اما چه فایده که تو خود بال و پر پروازی
تو طلوعی
تو نسیمی
تو بهاری
تو شروعی
تو عزیزی
تو خودی
.
.
.
و من جز عشق برایت نخواهم داشت
و جز عشق برایت نخواهم خواست
چرا که تو سزاوار عشقی
و عشقی
و عشقی
و بس
و کاش چیزی فراتر از عشق بود
چون تو فرایی
تو تویی

 

🎵

  • sara du
  • شنبه ۴ دی ۰۰
من عاشق سیاهی شب و ستاره های چشمک زن و غروب ارغوانی خورشید و صدای آواز گنجشک ها موقع طلوع خورشیدم
من عاشق اینم که موهامو به دست باد بسپرم و دوچرخه سواری کنم
من عاشق اینم که نفس بکشم و ریه هامو از هوای تازه پر کنم
من عاشق لمس درخت ها و جست وخیز کودکانه ام
من عاشق قدم زدن های شوخ وسرخوش توی خیابون هام
من عاشق بوی کهنگی وتازگی ورق های کتاب هامم
چون من یک دختر با عشقم!


괜찮아 괜찮아 아무것도 아니야
~`~`~`~`~`~`~`~`~`~`~
¡Fairies roam freely here

بنفشه ها /چه دل فریب اند/بر راه کوهستان
نویسندگان